خانه خالیست زعطر نفس تو مادر
جانم از رفتن تو تنگ چو زندان شده است
کاش یک بار تو را سیر در آغوش کشم
روحم آزرده و خاطر چه پریشان شده است
تا ابد داغ نگاهت به دلم خواهد ماند
خانه از رفتن تو ساکت و ویران شده است
"ساکت"
+ نوشته شده در دوشنبه ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ ساعت ۵:۵۸ ب.ظ توسط صراحي
|