خانه خالیست زعطر نفس تو مادر

جانم از رفتن تو تنگ چو زندان شده است

کاش یک بار تو را سیر در آغوش کشم

روحم آزرده و خاطر چه پریشان شده است

تا ابد داغ نگاهت به دلم خواهد ماند

خانه از رفتن تو ساکت و ویران شده است

"ساکت"

اگر باد بودم

تو را از بر شاخه ها می ربودم

و گر آب بودم

میا ن سرای لبت

می غنودم

اگر آتشی بودم اندر میانه

به سوی غمت راه ها می گشودم

و گر خاک بودم

به جانت

هوای دل خویش را

می سرودم ...

"ساکت"