من هيچ قصد نوشتن نداشتم كه يهويي من ِ دهن پر نشسته پشت كامپيوتر در حال جزوه تايپ كردن واسه شاگرداي گوگولي مگوليم شروع كردم يك هزارم ثانيه همراه با بروبچ اثاثيه ي خونه، صندليم و مانيتور عيان تر، به خدا لرزيدن و بعد با بابا توافق داشتيم كه دوتامون لرزيديم يعني تقصير ساختمونه و يعني تر شايد ... زلزله بود؟؟ شما نلرزيدين امروز ظهر ساعت 2:24 دقيقه؟؟؟ خبرهاي حاكيه از پريدن باباجونم رو تليفون اينه كه چند جاي شهر فك وفاميل تاييد كردن خودشون با چشاي خودشون لرزيدن الانه باباهه داره مي گه بريم بيرون ببينيم چه خبره؟؟