هفت روز طولاني ...
انگار هفته ي پيش تا به امروز را نشده هفت روز،انگار هفته ي پيش را كه نزديكت بودم، در نابِ زندگي، كنار در كنار و گرم و چه سرشار بوديم از هم خيلي فاصله است تا امروز، نگاهش كه مي كنم به باور نمي گنجانم كه تنها هفت روز است به قاعده ي هر روز شامل بيست و چهار ساعت و فلان دقيقه، نه، هفت سال است،نه،هفتادسال،بيش از اينها زمان است،طولاني است،دور است،پير است،زمان دروغ مي گويد،فريب گذر هست و قلوه كن كننده ي روح ... من اما در اين هفت روز بارِ هفتاد ساله به دل دارم،سنگيني ِ سالها به جان ... آري،هميشه اينطور است، نبودنت را سخت مي گذرانم ...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۸:۳۷ ب.ظ توسط صراحي
|