نگاه می کنمت،راز من نگاه من است
و یا سکوت غم انگیز گاه گاه من است
تو در خیال منی،یوسفی که گم نشود
نشسته ای به روانی که عمق چاه من است
ندانی از دلم و خنده ها به لب داری
کویر چشمه ی چشمم ببین گواه من است
هبوط،واقعه ی عشق توست،می دانی؟
که سیب خنده ی تو خوردنم گناه من است
دریغ و درد که از من خبر نمی گیری
صدای هق هق باران،طنین آه من است
من از خیال خوشم،عاقبت نمی خواهم
همین خیال خوشت راحت و پناه من است
"ساکت"
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۵ ب.ظ توسط صراحي
|