کنارت سال ها بودم

به دلتنگی بیافزودم

غم دل را به جان سودم

که تو دلدار من باشی

همه افکار من بودی

به دریای دلم رودی

چه دارد این زمان سودی

که درآزار من باشی؟

مرا در تو نهانی بود

تنم را با تو جانی بود

نماندی و فغانی بود

شه خونبار من باشی

به خامی دل به تو دادم؟

به  درس عشق استادم؟

ندادی جز جفا یادم

مرا آوار من باشی

 

"  ساکت "